![]() ما یک خانواده 3 نفره هستیم که تا چند وقت دیگر 4 نفر خواهیم شد!
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
جستجو
دوستان RSS
|
بوی بارون
مادری که از زندگی روزمره می نویسد خانواده مشکل پسند
شما هم مشکلی مانند من دارید؟
تو خونه ما هر کی یه سازی میزنه واسه غذا خوردن و من بدبخت این وسط می مونم که چیکار کنم. همسر گرامی از فسنجون و میرزا قاسمی و کلا غذاهای شمالی بدش میاد و با ماکارونی و پیتزا و آش و سوپ هم چندان میونه ای نداره. در عوض اگر هفت روز هفته بهش قیمه لا پلو و عدس پلو بدی صداش هم در نمی یاد و با اشتهای زیاد می خوره. نیکی هم که دیگه جای خود داره و تقریبا میشه گفت با غذاهای ایرانی میونه ای نداره و دوست داره هر روز پیتزا و سیب زمینی سرخ کرده بخوره که البته از این خبرا نیست! و من به زور هم که شده مجبورش می کنم غذای خونگی بخوره. مثلا امشب با اینکه خسته بودم رفتم کمی لوبیا پلو درست کردم. نیکی با قیافه درهم اومده سر میز و میگه من از این سبزا(لوبیا سبز) دوست ندارم. من هم با بی اعتنایی گفتم همینه که هست. بعد اینکه یه خورده فکر کرد اومد نشست سر میز و تقریبا نصف بیشتر بشقاب اش را خورد خلاصه که معضلی داریم ما... این همه زحمت بکش وقت عزیزت را تو آشپزخونه بگذار بعد آخر سر دیدن قیافه های کج و کوله پیوست بارداری: من حالم خوبه و فقط بعضی وقتا که زیاد سر پا هستم کمر درد و شکم درد می گیرم. نی نی هم داره به لگد زدن ادامه میده و هر لحظه به شدت لگد ها اضافه میشه!! فکر کنم که خیلی شاکیه که اون تو زندونیه. دلم می خواد تو یک پست ماجرای زایمان اولم را بگم ولی انقدر زایمان سخت و وحشتناکی بود که دلم نمی خواد زیاد بهش فکر کنم. ولی خوب چون قول دادم حتما میگم براتون تا درس عبرتی بشه واسه بقیه!!! |+| نوشته شده توسط نرگس در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 ساعت 21:46
|