X
تبلیغات
head> بوی بارون - آزبست


























بوی بارون

مادری که از زندگی روزمره می نویسد

امروز نیکی از مدرسه که رسید خونه تو راهرو داد زد که مامان بیاااااااااااااا یه چیز خطرناک!! با خنده رفتم تو راهرو و می بینم یه نامه از مدرسه دستشه و شروع می کنم خوندن که نوشته پدر یکی از بچه ها امروز تو حیاط مدرسه تکه هایی از ماده ای را پیدا کرده که ممکنه آزبست باشه و ما از شرکتی که مدتی پیش برای از بین بردن آزبست اومده بود خواستیم که بیان و کنترل دوباره کنند و......

من هم به محض خوندن نامه عصبانی شدم و بعد هم نگران که نکنه واقعا تکه ای آزبست بوده باشه. 

حالا قبل اینکه بقیه ماجرا و نگرانی هام رو بگم اینو بگم که سالهاست مصرف آزبست در اروپا رو به کاهش و حتی ممنوع شده و ساختمان های قدیمی هم که در ساخت اونا از این ماده استفاده شده در صورتی که تعمیرات داشته باشند یا بخوان تخریب بشن باید این کار توسط افراد و شرکت های متخصص انجام بشه که با پوشیدن لباس های مخصوص و ماسک و پوشاندن محوطه ای که قراره این کار صورت بگیره انجامش می دهند. مدرسه نیکی هم یک ساختمان خیلی قدیمی ست و مدتی پیش نامه دادند خونه که ما می خواهیم مدرسه را بازسازی کنیم با شرحی از کارهایی که قراره بشه و اینکه آزبست موجود در ساختمان هم به طریقی امن از بین برده خواهد شد و......

خلاصه من هم بعد از کلی افکار منفی به یکی از دوستانم که رادیوتراپی خونده تلفن زدم تا نظر اونو بپرسم!! می دونم میگید چه ربطی داشت ولی خوب اون لحظه احساس کردم اون که رشته ای پزشکی خونده و همیشه اطلاعات خوبی در این زمینه ها داشته می تونه کمی کمکم کنه.. شاید دیگه بدترین فکر ها را در این مورد نکنم.... اون هم کمی برام توضیح داد و خیال من هم کمی راحت شد ولی بعد دوباره نشستم به فکر کردن که نکنه می خواسته الکی منو دلداری بده و نشستم تو اینترنت کمی درباره آزبست خوندن و بعد چون آرمین گریه می کرد ولش کردم و دست آخر ساعت ۸ شب به مادر یکی از هم کلاسی های نیکی تلفن زدم و از اون که زیاد با مدرسه در تماسه پرسیدم چه خبر که گفت تا نیم ساعتی که بعد تعطیلی مدرسه اونجا بوده چند تا متخصص اومدند گشتند و چیزی پیدا نکردند و خطری بچه ها را تهدید نمی کنه و خیالت راحت باشه و..

نمی دونم شاید من خیلی تو این مورد حساس و بدبین بودم ولی به نظرم حادثه همیشه یک باره پیش میاد و ممکنه بعضی وقتا اقدام ما دیر باشه و نشه کاری کرد.

اینطور که من از دوستم شنیدم تو ایران هم همیشه آزبست به فراوونی استفاده شده و البته تو ویکی پدیا نوشته که از مرداد ۱۳۷۹ مصرفش در ایران ممنوع شده ولی خوب این چیزی از خطرش کم نمی کنه چون مشکل آزبست فقط استفاده اش نیست و اگر ساختمانی قدیمی تخریب میشه که این زیاد تو ایران و به خصوص تهران و شهرهای بزرگ اتفاق میفته ممکنه آزبست موجود در ساختمان که من یادمه مثلا تو سقف های خاکستری رنگی که مردم بهش ایرانیت می گفتند هم بود در هوا پخش بشه و چون الیافش بسیار ریز هستند و دیده نمیشن به راحتی وارد ریه ها بشن. فکر می کنم خشکی هوا و بارندگی کم هم به تشدید این مسئله کمک کنه. 

حالا اگر حالش را ندارید درباره خطرات آزبست جاهای دیگه بخونید من همین جا می گم که اگر این الیاف وارد ریه بشه برای همیشه اونجا می مونه و باعث بیماری های خطرناک ریه  و در نهایت مرگ میشه.

کاش تو ایران لااقل شهرداری ها تو این مورد به مردم کمکی بکنند تا خطری براشون پیش نیاد. 

پیوست: در اینجا می تونید عکس هایی ببینید که در هلند تو چه جاهایی ممکنه آزبست وجود داشته باشه.

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 21:17 توسط نرگس| |