X
تبلیغات
head> بوی بارون - پناهندگی در هلند؟


























بوی بارون

مادری که از زندگی روزمره می نویسد

با اینکه زیاد حوصله نوشتن نداشتم گفتم بیام این دو کلمه را در مورد زندگی و شرایط پناهندگی در هلند بنویسم که اگر حتی یک هموطن هم قصد اومدن به این کشور را داره بدونه که داره اشتباه محض میکنه و از همین حالا راهشو کج کنه تا گذرش به این کشور نیفته.

هفته پیش در خبرهای هلند و همنیطور سایت های ایرانی آمد که یک آقای ایرانی به نام کامبیز روستایی ۳۶ ساله در میدان دام آمستردام خود را به آتش کشید. من از همه جا بی خبر وقتی روی لینکش کلیک کردم و اون صحنه وحشتناک را دیدم تا همین امروز حالم بده و پشیمونم که چرا اون فیلم را دیدم. بدتر از اون فیلم واکنش بعضی هلندی هاست که بعضی دوستان ایرانی معتقدند همه شون آدم های خیلی خوبی هستند و اصلا نژاد پرست نیستند. در یکی از سایت های خبری هلند زیر لینک این خبر مردم کامنت گذاشته بودند و بعضی از این کامنت ها به قدری منزجر آمیز بود که واقعا دهنم وا مونده بود که من دارم میون این آدما زندگی می کنم؟ یعنی میشه آدم صحنه خودسوزی یه آدم را ببینه و بگه خوب میخواست نیاد اینجا اصلا واسه چی پاشد اومد می موند تو کشورش و این اتفاق براش نمی افتاد یا یکی دیگه که میاد میگه همه این کارا واسه چند هزار یورو پوله!! و من نمی فهمم آدمی که داره خودش را می کشه پول واسه چیشه؟

انقدر بعضی کامنت ها چندش آور بود که از بودن خودم و خانواده ام تو این جامعه ترسیدم. حالا هم با گفتن این حرفا قصدم این نیست که همه را با یه چوب بزنم نه اصلا چون تو این مردم آدم های خوب و فهیم هم کم نیستند که وقتی یه خارجی خطایی می کنه کل خارجی ها را مقصر ندونند.

خلاصه دوست عزیزی که داری به قصد پناهندگی به سمت هلند میایی بدون که الان در هلند دولتی راست و تقریبا افراطی سرکاره که هیچ از مهاجر اونم از کشورهای مسلمون خوشش نمی یاد و بلاتکلیفی ۱۰ ساله و جواب رد شنیدن آقایی که خودش را به آتش زد یک نمونه از سخت گیری های اینهاست و من با اینکه خودم هیچ وقت در کمپ های پناهندگی نبودم چون شرح حال دیگران را زیاد شنیدم می دونم که زندگی خیلی سخت و دشواری را گذروندند. ای کاش یه کشور آزاد و دموکراتیک داشتیم که هیچ کس حتی هوس زندگی در خارج کشور را نمی کرد درست مثل قبل انقلاب که همین هلندی ها هم می اومدند تو ایران کار می کردند و وقتی با بعضی هاشون که اون زمان ایران بودند حرف میزنی براشون دوران بسیار زیبایی بوده و خاطرات خیلی خوبی دارند.

اینجاست که فقط میگی..چرا؟چرا؟چرا؟و چرا ما به این روز افتادیم؟

نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390ساعت 23:11 توسط نرگس| |